مهمونی خونه ی مامان جون
سلام سنجد مامان
امشب من و بابایی رفته بودیم دلمه خورون خونه ی مامان جون.....
مامان دلمه خیلی دوست داره از بس که خورده الان داره میترکه .
بخاطر همینم خوابم نبردو گفتم بیام و واسه سنجدم بنویسم....
البته خودتم بودیا ناقلا ولی الان که داری می خونی یادت نمیاد....
الانم برگشتیم خونه و باباجون مثل همیشه پشت کامپیوتر و دنبال کاراش
اینم باباجونت



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

مهمونی خونه ی مامان جون 
